وقتی روی یک پروژه جدید کار را شروع میکنید و حس میکنید از مسیر دقیق آن بیخبر هستید، اغلب یک نوع اضطراب خاص دستخوش میشوید. برای بسیاری از خلاقان، این حس مثل یک زنگ خطر عمل میکند؛ آنها متوقف میشوند، به دنبال مرجع میگردند و یا به نرمافزارهای آشنا برمیگردند تا امنیت را به ریسک ترجیح بدهند. اما اِس دیولین (Es Devlin)، طراح شناختهشده صحنه و هنرمند، نگرش کاملاً متفاوتی دارد.
چرا گمگشتن میتواند بهترین نقطه شروع باشد؟
دیولین در مصاحبهای با Art Basel اعتراف میکند: «فهمیدم که جذابترین کارهایم را زمانی خلق میکنم که نه از قواعد خبر دارم و نه از اینکه دقیقاً در حال انجام چه کاری هستم.» این جمله تنها یک تأمل ساده نیست، بلکه شبیه به یک مانیفست برای فرار از منطقه امنیتی خلاق است.
اثر هر اثر، یک نمونه اولیه است
دیولین افزود: «من نمیخواهم آزمایشهای قبلیام را تکرار کنم. هر اثر باید یک نمونه اولیه (Prototype) باشد.» این رویکرد برای کسی که در کارش مجسمههای کینتیک عظیم، مراسم بازیهای المپیک و همکاریهایی در سطح ورزشگاهها انجام داده، پیشرفتی بزرگ است. این پروژهها کارهایی نیستند که بتوانید آنها را بهصورت تصادفی و بدون برنامه بسازید. با این حال، دیولین میگوید هر ایده جدید شامل ریسک واقعی است، زیرا منابع عظیم و زمان تعداد زیادی از افراد درگیر آن میشود.
ارائهدهنده بودن به معنای شکست نیست
نبدانیدن اینکه دقیقاً چه اتفاقی قرار است بیفتد، لزوماً به این معنا نیست که شروعی ناموفق داشتهاید. این حالت میتواند نشانهای باشد که شما در حال تکرار خودتان نیستید. دیولین حتی در خانه خود اتاقی را برای این نوع بلاتکIFEیی اختصاص داده است؛ فضایی بدون سفارش یا دستورالعمل مشخص که او نمیداند آخر روز با چه چیزی تمام خواهد شد. او این ایده را به مشورت ویلیام کنتریج، هنرمند مشهور، نسبت میدهد که او را به ساختن فضایی تشویق کرد که در آن بتواند آشوبناک باشد و کنترل کامل نداشته باشد.
- فرار از تکرار: تکرار آزمایشهای گذشته، قاتل خلاقیت است. هر ایده جدید باید جسارت شکست داشته باشد.
- جایگاه بلاتکIFEیی: وجود فضایی ذهنی یا فیزیکی که در آن هدف نهایی مشخص نیست، زمینهساز کشفهای تازه است.
- کارنامه هنری: با نزدیک شدن به نگرش جدید دیولین، میبینیم که موفقیت دههها فعالیت هنری لزوماً به معنای یافتن یک فرمول ثابت و تکراری نیست.



