وقتی به آثار یک هنرمند نگاه میکنید، همیشه به دنبال یک رگهی پنهان میگردید؛ چیزی که تمام اجزای اثر را به هم میدوزد. نه لزوماً سبک خاص، بلکه انگیزهای که هنرمند را به کشیدن ترغیب میکند. آثار نرم و آرام ماری لو گارسیا، این تصویرساز پاریسی، دقیقاً همین است: جشنی از لحظات آرامش زندگی. حتی من با نگاه کردن به این آثار، وقتی میخواهم برای هفتهای پرمشغله به لندن بروم، آرامش مییابم.
دوبارهی کشف کردن هنر در دوران قرنطینه
ماری لو تا چند سال پیش یک طراح گرافیک بود که سالها از نقاشی فاصله گرفته بود. انگیزههای او معمولاً از سفرها، تعطیلات یا حتی لحظات عادی روزانه میآید. او میگوید: «من از لحظات، فضای فضا، پالت رنگی یا الگوهای خاص تصویر ذهنی میسازم. این تصاویر وقتی شکل نهایی میگیرند که ذهنم کاملاً آماده باشد.»
برای مثال، اثری به نام «فیگولو کنار رودخانه تارن» حاصل یک ماجراجویی با دوست صمیمیاش است. آنها با یک هدف سفر کرده بودند: رسیدن به دریا. دوستش در حال خوردن یک شکلات «فیگولو» کنار رودخانه بود و صحنهی آن آنقدر شاعرانه بود که ماری لو تا پایان سفر آن تصویر را در ذهنش نگه داشت و نهایتاً در قطار بازگشت، آن را روی کاغذ آورد.
از شغل کنار تا حرفهی اصلی
- ماری لو همیشه نقاشی میکشید، اما هنگام تحصیل در رشتهی طراحی گرافیک، آن را رها کرد.
- برای ده سال، لذت خلاقانهاش را در جای دیگر جستجو کرد تا آنکه قرنطینهی ۲۰۲۰ نقاشی را با زور به زندگیاش بازگرداند.
- او یک جعبه گچ روانی خرید و پس از شش ماه تمرین، تصمیم گرفت حرفهای شود و قدمبهقدم از طراحی گرافیک به تصویرسازی مهاجرت کرد.
ترکیب هنر با پارچه و کالای متحرک
تصویرسازی برای ماری لو فقط به روی کاغذ محدود نمیشود؛ او همچنین شالها و تیکههای پارچه بر اساس سفارش مشتری تولید میکند. چون سابقهی فعالیت در طراحی گرافیک پارچه را دارد، میداند چگونه طرح را روی پارچه تنظیم کند تا با تا شدن و شستن، خوانا باقی بماند. او میگوید: «ساخت پارچهی اختصاصی، گامی منطقی برای من بود و فرصتی برای بازی با نقاشیهایم. باید به اندازه، جزئیات و نحوهی تا شدن شال روی گردن یا سر فکر کنم. این روشی متفاوت برای فکر کردن درباره ترکیببندی است.»
مستقل ماندن در صنعت چاپ و توزیع
وقتی ماری لو با نقاشیهای بیشتری مواجه شد که در حد ظرفیتش نبود، تصمیم گرفت همهچیز را خودش مدیریت کند. او از ماشین چاپ خودی استفاده میکند و تمام فرآیند از پخشهای ریزوگرافیک تا شالها را شخصاً انجام میدهد. این شامل مدیریت موجودی، پاکسازی اسکنها، تستهای چاپ و حتی عکس گرفتن برای شبکههای اجتماعی است.
داستانهای عمیق: از گرافیک ناول تا استودیوی ستهنو
یکی از پروژههای شاخص او، یک رمان گرافیکی است که دو سال پیش با پاولین فایور، نویسنده و دوستش، شروع کرد. آنها میل مشترک داشتند دربارهی ویژگیهای زنانه و میراث مادری که از مادر به دختر منتقل میشود، بنویسند. این اثر روابط مادر-دختر و سوگ مادر را به شیوهای شاعرانه و درونیگرایانه کاوش میکند.
علاوه بر این، او همبنیانگذار استودیو «ستهنو» است که یک استودیوی خلاق برای طراحی گرافیک و تصویرسازی محسوب میشود. ماری لو اعتراف میکند که همیشه چندین نقش همزمان ایفا کرده است: تدریس، طراحی گرافیک و تصویرسازی. اما برای متمرکز شدن، طراحی گرافیک را متوقف کرد و ساعات تدریس را کاهش داد، به طوری که درآمد تصویرسازی اکنون اجارهی استودیو را میدهد.
رویارویی با چالشهای دوران معاصر و هوش مصنوعی
صنعت تصویرسازی در سالهای اخیر با بودجههای کوچکتر و چالش هوش مصنوعی مواجه شده است. ماری لو درباره هوش مصنوعی ابراز خشم میکند و تلاش میکند خانوادهاش را درباره آسیبهای تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی آموزش دهد. او الهام میگیرد از کالکتیوهای «بدون هوش مصنوعی» و گروههایی که در برابر تصاویر مصنوعی ایستادهاند و میگوید: «ما اجازه نمیدهیم اتفاقی بیفتد!»
مشورت به هنرمندان تازهکار
به نظر میرسد ماری لو مانند بسیاری از ما، همیشه در حال کشف و تطبیق است. او به هنرمندان تازهکار توصیه میکند نگران آمیختن سرگرمی با شغل نباشند. او میگوید: «مرز بین شغل و زندگی شخصی خالقان بهقدری شفاف نیست که اهمیت داشته باشد. گاهی ساعت ۱۰ شب بعد از یک روز بیحوصلهکاری شروع میکنم. میتوانی الهام را سفارش ندهی. هیچ دو روزی یکسان نیست و همین امر این شغل را زیبا میسازد.»
مهمترین توصیهی او این است: «هرگز کنترل را در دست نگیر و از آزادی نترس.»



