بازگشت به دنیای مهآلود سیلنت هیل همیشه هیجانانگیز بوده است، اما Silent Hill: Townfall با رویکردی نوآورانهتر از پیشینهایش وارد عرصه شده است. توسعهدهنده Screen Burn در این اثر تلاش کرده است تا با استفاده از موتور آنریال ۵، یک تجربه وحشت اولشخص را در اسکاتلند سال ۱۹۹۶ به تصویر بکشد. آیا این بازی توانسته است استانداردهای سری سیلنت هیل را برآورده کند؟ بیایید نگاهی عمیقتر به نقاط قوت و ضعف این اثر بیندازیم.
فضاسازی و داستان: بازگشت به ریشههای رئالنویسی
برخلاف Silent Hill f که ما را به ژاپن باطنی و اساطیری برد، Townfall روی جزیره خیالی سنت آمیلیا در اسکاتلند واقع شده است. داستان در مورد سیمون اوردل است، مردی میانسال که بدون هیچ خاطرهای از دلیل حضورش، در مههای سنگین جزیره گم شده است. روایت در این بازی بسیار قابلتلفظتر است و بدون تکیه بر رمز و رازهای پیچیده، بیشتر روی نشانههای اجتماعی و پزشکی جزیره تمرکز دارد.
گرافیک و طراحی هنری
استفاده از آنریال ۵ در این بازی نکته جالبی را نشان میدهد: سادگی. طراحی هنری Townfall به گونهای است که حس واقعگرایی را بهخوبی منتقل میکند. شما با پسر خوشتیپ یا موجودات افسانهای طرف نیستید؛ بلکه مردی خشنود با ریش و عینک را دنبال میکنید. تنوع محیطی از بیمارستانها تا ساختمانهای اداری و دنیاهای دوقلو و دوزخی، باعث شده غافلگیری بصری بالایی در کار داشته باشید.
مکانیک بازی: نوآوری در سیستم جاسوسی
یکی از مهمترین ویژگیهای Townfall، دیدگاه اولشخص آن است که در پروژههای بزرگی مانند The Short Message یا پوچشده P.T هم دیده بودیم، اما این اولین بار است که یک اثر اصلی با بودجه بالا از این دیدگاه استفاده میکند.
- رادویو CRTV: به جای سونار دیجیتال، شما باید از رادیوی قدیمی برای دیدن از پشت دیوار استفاده کنید. این مکانیک حس نوستالژیک و وینتیج بازی را تقویت میکند.
- ذخیرهسازی دستی: برای سیو کردن باید به تلفن固定 خط زدهشده در اتاق یا سراسر جزیره بروید که حس تنهایی و بیکفایتی زمان را بازسازی میکند.
نبرد و غنای دشمنان: دوقلوی سرنوشت
سیستم نبرد در Townfall یکی از بهترین بخشهای سری سیلنت هیل در سالهای اخیر است. از یک تکه چوب ساده شروع میکنید و به تدریج به تفنگ شکاری و سلاحهای دیگر دست پیدا میکنید. پرتاب آبمغز و سنگ برای حمله دشمنان نیز گزینههای جذابی است. با این حال، یک ضعف بزرگ در تنوع دشمنان وجود دارد. تنها حدود چهار نوع موجود ترسناک در بازی است که بعد از مدتی تکراری میشوند. دشمنان پوستی و یک غول غیرقابلکشت که شما را از دور دنبال میکند، گاهی اوقات حس بیعدالتی به بازیکن میدهد.
معماها: لذتبخش یا کاهنده؟
معماهای بازی دامنهای گسترده دارند. برخی از آنها بسیار سادهاند و برخی دیگر آنقدر گیجکننده که ممکن است ساعتها زمان شما را بگیرد. نوسان سختی در معماها گاهی اوقات باعث کوفتگی بازیکن میشود. علاوه بر این، چند نقص در طراحی بصری و محیطی باعث شده است که بازیکنان گاهی اوقات با سردرگمی کامل مواجه شوند، به ویژه هنگام تعامل با کلیدکارتها و صفحهکلیدهای رمزگذاریشده.



