وقتی اولین بار با آثار رزا سنیجدرس آشنا شدم، باورم نمیشد که پشت این تصاویر پُر از لطافت، موضوعاتی مثل بدهی، غم و ترس پنهان شدهاند. سبک او یادآور کتابهای کودک دهه ۸۰ میلادی است؛ بافتهای ریز، رنگهای ملایم و نوعی آرامش حاکم بر کل تصویر. اما جالب اینجاست که این «نرمی» صرفاً یک سلیقه شخصی نیست، بلکه ابزاری هوشمندانه است که رزا از آن برای ترسیم چالشهای زندگی در مجلات و روزنامههای معتبری مثل لوموند، جغرافیای ملی و کوریر دل سِرا استفاده میکند.
چرا تاریکی همیشه باید خاکستری نباشد؟
رزا، که در آمستردام متولد شده اما اکنون در میلان زندگی میکند، کسبوکار خود را با ترسیم موضوعات سنگین بنا نهاده است. اما برخلاف بسیاری از ایلیاتورها که برای نشان دادن غم از رنگهای تیره و افسارگسیخته استفاده میکنند، رزا روی هوش عاطفی تکیه دارد. او میداند که زندگی به خودی خود سخت است و نیازی نیست با تصاویری افسرده، آن سختی بیشتر تشدید شود. در آثار او، غم به صورت شخصیتهای یأسزده یا آدمهای تنها زیر ابر بارانی (که کلیشههای رایج است) نشان داده نمیشود. به جای آن، او بر «وزن» حساسیتهای ذهنی تمرکز میکند؛ همان سنگینی که هنگام از دست دادن عزیزان یا مواجهه با استرسهای روزمره احساس میشود.
ماجرا از کجا شروع شد؟
مسیر موفقیت رزا چندان معمولی نبود. او در سال ۲۰۲۰ از مدرسه هنرهای یوترخت فارغالتحصیل شد؛ دقیقاً همان روزی که دنیا به حالت قرنطینه جهانی درآمد. اگرچه شرایط سخت بود، اما رزا با پشتکار و ارسال انبوه ایمیل، توانست در عرض چند سال به یکی از هنرمندان پرنیابت رسانهای تبدیل شود. او اعتراف میکند که عامل اصلی پیشرفت، حضور مداوم و ارسال ایمیل به نشریهها بود. «نوشتههای من در روزنامههای هلندی چاپ شد و این باعث شد گوی بسوزد. ایلیوتراسیون ویرایشی نوعی تبلیغ رایگان است؛ چون نام هنرمند همیشه کنار تصویر درج میشود و دیده میشود.»
فرایند خلاقانه: حل پازل در پنج ساعت
یکی از جذابترین بخشهای کار رزا، سرعت عمل او است. بسیاری از روزنامهها، به ویژه در دوران کرونا که خبرها پیچیدهتر شده بودند، از او انتظار داشتند طرح را در عرض چند ساعت تحویل بدهد. مثلاً روزنامه بلژیکی استاندوارد ممکن است متن مسالهای را قبل از ظهر بفرستد و تا پایان روز انتظار تصویر تمامقد داشته باشد. رزا این فرایند را «استرسزات اما لذتبخش» میداند و روش کارش به این صورت است:
- قدم اول: پیادهروی و دمودینگ. او خارج میرود تا ایدههاسترسزات را از ذهن برون بریزد و مفاهیم اصلی متن را هضم کند.
- قدم دوم: کشیدن کلمات کلیدی. در دفترچه خود، نمادها و کلمات کلیدی را یادداشت میکند. برای موضوعی مثل «اگریتیک در بزرگسالی»، کلماتی مثل «بینظمی»، «سر و صدا»، «تمیز کردن» و «سر» را مینویسد.
- قدم سوم: حل پ주얼. او با شکلهای ساده این کلمات را به تصویر میکشد تا یک پازل بصری ایجاد کند. در مثال قبل، او شاخههای پرنده و گل را به صورت متفرقه کشید و شخصی را در حال بافتن بادباور با یک بادکنک بزرگی که سر او بود ترسیم کرد؛ یعنی شخصیت با تمیز کردن ذهن خود، نظم ایجاد میکند.
تغییر مسیر: از تیرگی به شاعرانگی
جابهجایی رزا به میلان نقطه عطفی در سبک او بود. او میگوید: «کارم نرمتر، شاعرانهتر و فضاسازیتر شده است. بیشتر در طبیعت، کوهها، دریاها و دریاچهها وقت میگذرانم و عناصری مثل آبِ درخشان، گرادیانهای غروب و ابرهای معلق از دنیای بیرون به آثارم برمیگردند.» پیش از این، او برای موضوعات غمانگیز از پالتهای تیرهی آبی، خاکستری و قهوهای استفاده میکرد که همیشه از نظر زیباییشناختی او را راضی نمیکرد. اما به تدریج کشف کرد که میتوان پیام عمیق را با رنگهای روشنتر انتقال داد. اکنون پالت اصلی او شامل آبی روشن، فیروزهای، سفید، صورتی و حتی کهربایی است، که گاهی با تضاد یک لکه قرمز تند برای تأکید بر درد، ترکیب میشود.


